تارنمای ارتباطات و فرهنگ




     


پروتستانتیزم

دنیا در گیر پشت صحنه هایی ست که گارگردانی آن توسط یهودیت صورت می گیرد. آیین منحرف یهود( نه دین موسی(ع)) که با کابالا ترکیب شده و آیین منحرفی ایجاد کرده است. آیینی که جادوگری ست و پیش از دین موسی (ع) نیز وجود داشته. یهودیت افکار خود را در دنیا گسترش میدهد تا به سرزمین موعود برای ظهور دوم مسیح(ع) در بهشتی دنیایی دست پیدا کند. پروتستانتیزم یکی دیگر از آن پشت صحنه هاست.

پروتستانتیزم نهضت اصلاح دینی قرن 16 اروپا بود که موجب ویرانی نظام اروپایی تحت اقتدار کلیسای کاتولیک شد.

پروتستانتیسم را می توان به نوعی بازگشت و رجعت مسیحیان به (عهد عتیق)یا تورات نامید.

این نهضت با تقدیس نظام فکری سکولار پیشاهنگ حرکتی شد که حیات دنیوی را به اساسی ترین هدف انسان بدل ساخت.

نهضت پروتستانتیسم به طور مشخص با (لوتر) و آراء اعتقادی جدید او در خصوص مسیحیت آغاز می گردد.

لوترخود پیش از آغاز نهضت پروتستانتیسم تحت تاثیرعمیق آموزه های فلسفی، تئولوژیک وجهان بینی عبرانی بوده است.

 به هنگام تحقیق و پژوهش در خصوص لوتر به عنوان بزرگ ترین پیشوای پروتستانتیسم و اینکه او چگونه مجذوب چنین رویکردی گردید، با علاقه زائدالوصف او به دین عبرانی و منابع عبرانی روبه رو می شویم.چرا که لوتر زبان عبرانی را می دانسته و منابع یهود را مطالعه میکرده است.

تاثیرپذیری لوتر و همفکران او از تئولوژی عهد عتیقدر یک فرایند طبیعی موجب پیدایی تغییرات بزرگی در مفاهیم دینی کلیسای کاتولیک گردید. رویکرد (بهشت دنیایی) به جای(آخرت گرایی)مسیحی نشست.

آلیا عزت بگویچ: کلیه کودتاها و انقلاب ها، اتوپیاها، سوسیالیزمها و دیگر جریانها که خواستار دستیازی به بهشت زمینی هستند ریشه در عهد عتیق(تورات) دارند و کنه آنها یهودی است.


(ربح)و(ربا)که در مسیحیت کاتولیگ تحریم شده بود، در مسیحیت پروتستان تشریع گردید و پس از آن با سرعت و همراه با توسعه پروتستانتیسم در اروپا گسترش یافت. بزرگداشت یهودیان و برترداشتن قوم یهود و متعلق دانستن سرزمینهای فلسطین تحت عنوان(ارض موعود) و سرزمینهای مقدس وعده داده شده به قوم یهود از جانب خداوند، شاخصه دیگر پروتستانتیسم لوتری بود. لوتر در این ستایش و تمجید از به اصطلاح (قوم برگزیده خداوند) به اندازه ای پیش رفت که شبهه یهودی بودن او در محافل مسیحی کاتولیک به صورت جدی مطرح گردید.خود او با انتشار کتابی که تحت عنوان عیسی مسیح یک یهودی زاده شد در سال ١۵٢٣م. به رشته تحریر در آورد، به این شبهه بیش از پیش دامن زد.

او در این کتاب نوشت: 

     یهودیان خویشاوندان خداوند ما(عیسی مسیح)هستند، برادران و پسر عموهای اویند،روی سخنم با کاتولیکهاست. اگر از این که من را کافر بنامند خسته شده اند بهتر است مرا یهودی بخوانند.

ستایش لوتر از یهودیان در شرایطی که کلیسای کاتولیک به عنوان باور حاکم و مقتدر بر اعتقاداتی کاملا ضد یهودی استواربود این شبهه را به طور فزاینده مطرح می ساخت که پروتستانتیسم، مسیحیتی است که بنیادها و شالوده های آن یهودی است و شاید این نظر به نحوی بیانگر پیدایی مسحیت یهودی بود. هر چند که لوتر در سالهای پایانی عمر خود با نوشتن مطالبی علیه یهودیان توانست به نوعی نام خود را به عنوان یک ضد یهودی در تاریخ رسمی ثبت نماید اما این اقدام لوتر نیز نتوانست بدبینی به وجود آمده را برطرف کند.

لوتر بعد از (پاولس قدیس) پایه گذار دومین انحراف بزرگ در مسیحیت تلقی می گردد. باید یاد آورشویم که پاولس، تعبیه کننده تثلیث در مسیحیت، نیز همچون لوتر تحت نفوذ (دین)عبرانی قرار داشت. او یهودی ای بود که نام حقیقی او(شائول)بود و قبل از مسیحی شدن در قدس مطالعات و تحقیقات مبسوطی بر کتاب کابالا منبع(باطنی گرایی عبرانی)انجام داده بود.

(کابالای یهود بیانگر علم انسان فانی نسبت به قدرت الهی و چگونگی انتقال آن به خود در محدوده مرزهای موجود بین خدا و انسان،در سنت موسی (ع) است.)

نکته جالب توجه دیگر در این رابطه، حمایت و زمینه سازی توسعه و ترویج پروتستانتیسم توسط یهودیان بود. به نظر می رسد که یهودیان با حمایت از پروتستانتیسم در صدد تحقق دو هدف راهبردی خود بودند:

اول اینکه کلیسای کاتولیک، یعنی کانون بزرگ خصومت و دشمنی علیه خود را از اریکه قدرت به زیر کشند.

دوم اینکه جهان بینی و اعتقادات قومی- دینی خود را در شکل و شمایلی جدید عرضه نموده و روند یهودی سازی اساس تمدن سده های میانه و در ادامه آن سده های جدید اروپا را فراهم سازند که به هر دو هدف خود نیز نایل آمدند.

تحول باور مسیحی- یهودی و تبدیل آن به مسیحیت صهیونیستی به عنوان ایدئولوژی پروتستانهای قرون میانه توسط پیوریتانها صورت پذیرفت.(این فرقه پروتستان که ساختار هنجارهای اخلاقی آنتماما منطبق با تورات بود و به عنوان یهودیگری انگلیسی شناخته می شد)توسط فردی کالوینیست پروتستان، به نام (ویلیام تیندل)پایه گذاری شده و در اروپا گسترش یافته بود و خود شاخه ای از کالوینیسم به حساب می آمد.

(پیوریتانها همان یهودیان انگلیسی بودند.)

(کالوین فردی بود که طبق آیین منحرف یهود ربا را تقدیس می کرد.)

با سرنگونی پادشاه انگلیس توسط کرامول پیوریتان و قدرت گرفتن پیوریتانها و بازگشت یهودیان به انگلستان مبانی و شالوده های مسیحیت صهیونیستی بطور فوق العاده ای تحکیم شد، چرا که با قدرت گرفتن پیوریتانیسم در انگلیس و متعاقب آن امریکا و شمال آتلانتیک، مطالعات توراتی گسترش یافته و توجه فوق العاده ای به زبان عبری نشان داده شد. وابستگی پیوریتانیسم به یهودیت به حدی بود که از تمامی مذاهب دیگر پروتستان در این رابطه پیشی گرفته بود و در عین حالی که مذهبی یهودی نبود، ولی صفت(جودایزر)را کسب کرده بود.

پیوریتانها خصوصا قانون و قواعد توراتی را با دقت و وسواس به کار می بستند و به پاولس قدیس نیز که واضع آموزه مسیحی(اسرائیل جدید) بود علاقه نشان می دادند.

پیوریتانها ضمن همانند انگاری خود با یهودیان مذکور در تورات، برای خود هویت یهودی جدیدی کسب کردند و برای فرزندان خود نامهای یهودی مثل ساموئل،آموس،سارا و یا جودیت می گذاشتند.

پیوریتانها همچنین حمایتهای(استراتژیکی)از یهودیان زمان خود به عمل می آوردند.در آن زمان در انگلستان هیچ یهودی ای وجود نداشت، چرا که پادشاه از کشور خود اخراج نموده بود، اما یهودیان خواستار بازگشت به انگلستان بودند؛ چرا که در کتاب مقدس آنها این اصل وجود داشت که قبل از آمدن حضرت مسیح(ع)آنها باید در تمامی دنیا پخش می شدند. پیوریتانها که احترام فوق العاده ای برای تورات قائل بودند، در راستای تحقق این پیشگویی تورات از یهودیان، به مثابه(قوم برگزیده)در راستای تحقق پیشگویی مذکور با هیجان و خلوص حمایت به عمل می آورند.

قدرت گرفتن پیوریتانیسم موجب پدید آمدن دیدگاه جدیدی نسبت به یهودیان گردید. با گسترش کالوینیسم، یهودیان مورد علاقه و احترام پسران آن قرار گرفتند؛ چرا که آنها بر مبنای تئولوژی پیوریتانیسم، حافظان فرهنگ و زبان تورات بودند. لذا بر اساس اعتقادات پسوریتانها، یهودیان باید قبل از بازگشت مجدد مسیح، به سرزمینهای مقدس باز می گشتند.

(رجینا شریف)نویسنده یهودی در کتاب خود با عنوان صهیونیسم غیر یهودی در توصیف و بیان حمایت پیوریتانها از تئوری(قوم برگزیده) و همینطور تئوری(بازگشت یهودیان به سرزمینهای موعود)چنین می نویسد:

       کارتریس رهبر کلنی پیوریتانهای آمستردام در نامه خود،این موضوع را روشن نموده است که:دولت انگلیس با شهروندان جدیدش که از هلند خواهند آمد، اولین و برترین کشوری خواهند بود که فرزندان اسرائیل، دختران و پسران اسرائیلی را با کشتی به سرزمینهای موعود، سرزمینهای ابراهیم، اسحاق ویعقوب انتقال خواهد داد.

(قول حمایت از صهیونیزم)که از سوی پیوریتانها داده شده بود حقیقتا نیز به جای آورده شد.در قرن بیستم رهبران صهیونیسم که برای تشکیل دولت یهودی در فلسطین در جست وجوی کمک و یاری بودند، بزرگترین حمایت را از(مسیحی- صهیونیست)های آینده و کلیسای پروتستان که در اصل ادامه پیوریتانها بودند دریافت داشتند. به این ترتیب که تصمیم اتخاذ شده از جانب(لرد بالفور)مبنی بر حمایت سیاسی از تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین بیش از آنی که یک برآورد سیاسی باشد مبتنی بر باورها و اعتقاداتی بود که بر مبنای آن(سرزمینهای مقدس)از جانب خداوند در اختیار یهودیان گذاشته شده بود و به آنها تعلق داشت.

رسالت هواداری پیوریتانها از یهود،تنها به داخل مرزهای انگلستان محدود نماند، بلکه این جریان به طور گسترده در قرنهای ١۶و١٧ در میان کشورهای انگلیسی زبان رشد و توسعه یافت.

عصر پیوریتانیسم در آمریکا و نیواینگلند آن روزگار با تاسیس اولین کلونی پیوریتانی در سال ١۶٢٠م. در(ماساچوست)آغاز گردید.بعدها کلونیهای بزرگ تاسیس شده در(پلی موس)ضمن توسعه و گسترش خود تمامی نیواینگلند را در بر گرفتند. پیوریتانها چنان دلباخته عهد عتیق شده بودند که می خواستند به حای نیوانگلند نام(نیو اسرائیل)را به آمریکا بدهند. و اینچنین پیوریتانیسم در تاسیس آمریکا نقش آفرینی نمود.

همگونگی پروتستانتیسم آمریکایی بر آمده از پیوریتانیسم و احساس مشترک آن با یهودیت در منابع دیگری نیز مورد اشاره قرار گرفته است.(ادوارد تیونان)در کتاب خود با عنوان لابی: قدرت سیاسی یهودیان و سیاست خارجی آمریکا چنین می نویسد:

      براندیس رهبر حرکت صهیونیستی آمریکا، هنگامی که مشغول توسعه فعالیتهای سازمان خود بود، به ناگاه صاحب دوستی در کاخ سفید شد این دوست ویلسون، رئیس جمهور (آمریکا)بود .ویلسون نه تنها براندیس را در سال ١٩١۶م. به ریاست دادگاه قانون اساسی آمریکا منسوب نمود، بلکه همزمان با آن از تئوری صهیونیسم مطرح شده توسط این دوست جوان خود نیز حمایت به عمل آورد. این موضع ویلسون بسیار فراتر از تصمیم گیری سیاسی عملگرایانه بود. ویلسون که فرزند یک کشیش پرس بیترین بود و به طور مدام کتاب مقدس را مطالعه می کرد، نسبت به یهودیان و سرنوشت آنها احساس علاقه می نمود.در پروتستانتیسم آمریکایی نسبت به آرمان صهیون گرایش بزرگ قابل توجهی وجود دارد. گروس همچنین این اظهارات ویلسون را نیز که(من خودم به عنوان یک فرزند کشیش پروتستان در مقابل سرزمینهای مقدس و بازگردانیدن آن به صاحبان اصلی آن احساس وظیفه می نمایم) نقل می کند.

جماعت پروتستانها در آمریکا تحت چنین تلقی قرار دارند. پروتستانهای بنیادگرا درآمریکا(تشکیل کشور)اسرائیل را وعده تحقق یافته تلقی می کنند. این همانی تلقی کردن دولت اسرائیل با یهودیانی که در تورات ذکر آنها رفته است، فلسطینیانی که در غزه و شریعه غربی زندگی می کنند نیز به عنوان مردم کنعان قلمداد می گردند. بدین ترتیب که این جماعت، حفظ قدرت و اقتدار آمریکا را نیز منوط به حمایت از اسرائیل می دانند.(جری فالول)یکی از رهبران بیش از ۴٠ میلیون پروتستان ایوانجیک اعلام می دارد:

      هر رفتاری که دیگر کشورها با اسرائیل داشته باشند خداوند همان رفتار را با آنها خواهد داشت.

دشمن مشترک ایوانجلیکها و یهودیان که دوستی نزدیک با یکدیگر دارند بنا بر گفته نوام چامسکی مسلمانان هستند.

نتیجه اینکه می توانیم بگوییم جنبش پروتستانیسم در مقیاسی وسیع بازگشت و رویکرد به عهد عتیق و جهان نگری عبرانی است و این رویکرد دارای آثاراجتماعی- اقتصادی(زایش کاپیتالیسم و مشروعیت یافتن بهره و ربا) و اجتماعی سیاسی(نوعی هواداری غیر عادی از یهودیت و دلدادگی به آن)بوده است.


نوشته شده توسط زهرا رستگار در ۱۳٩٠/۱/۸ ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ