تارنمای ارتباطات و فرهنگ




     


یک اضافه اطلاعات - چرا ما نمی توانیم نظریه پردازی کنیم!

نشست خانه هنرمندان ایران با حضور دکتر امیرعلی نجومیان از اعضای " حلقه ی نشانه شناسی " با موضوع " نظریه چیست ؟ "

   خلاصه ای کوتاه از این نشست:

   در تعریف نظریه سه دیدگاه وجود دارد: 1. نظریه یک گفتمان است.  2. نظریه همان گفتمان است.  3 . نظریه ارتباط بین گفتمان ها است.

   گفتمان، مجموعه ای از نظام های نشانه ای و دلالتی در تمام عرصه های تجربی ما هستند. به عبارتی گفتمان یک نظام نشانه ای است.

   بر همین اساس می توان گفت نظریه، مشاهده ی چیزها و ارتباط دادن به آن ها بر اساس نوع ویژه گفتمان است. نظریه های اجتماعی بیش ترین سهم را در نظریه ها دارند و نظریه ادبی دومین حوزه در نظریه هاست که در سده ی 20 به آن پرداخته شده است.

   نظریه همیشه در برابر چیزی تعریف می شود ( مشاهده ی چه چیزی است؟ ). " کلینگر " نظریه را این طور تعریف می کند: " سازه، مفاهیم، تعاریف و قضایا ( گزاره ) که به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها از طریق تشخیص روابط بین متغییرها تعریف می شود ( تبیین نظام یافته ای از پدیده ها ).

   نظریه از نگاه " پوپر " این طور تعریف شده است: " نظریه های علمی، گزاره های جهانی هستند. گزاره ها باید با تجربه قابل ابطال باشند. " ( مثلا « فردا باران خواهد آمد » )

   " ایزر " در رد این نگاه می گوید: " ابطال پذیری نظریه، به نظریه های حوزه علوم انسانی راه ندارد. " او نظریه را به دو بخش الف. نظریه سخت ( که ابطال پذیر نیست )  ب. نظریه نرم ( که حتا اگر کارکردش به حقیقت نپیوندد ابطال نمی شود بلکه راه گشایی است برای بوجود آمدن نظریه ای دیگر ) تقسیم می کند


در تعریف نظریه سه دیدگاه وجود دارد: 1. نظریه یک گفتمان است.  2. نظریه همان گفتمان است.  3 . نظریه ارتباط بین گفتمان ها است.

   گفتمان، مجموعه ای از نظام های نشانه ای و دلالتی در تمام عرصه های تجربی ما هستند. به عبارتی گفتمان یک نظام نشانه ای است.

   بر همین اساس می توان گفت نظریه، مشاهده ی چیزها و ارتباط دادن به آن ها بر اساس نوع ویژه گفتمان است. نظریه های اجتماعی بیش ترین سهم را در نظریه ها دارند و نظریه ادبی دومین حوزه در نظریه هاست که در سده ی 20 به آن پرداخته شده است.

   نظریه همیشه در برابر چیزی تعریف می شود ( مشاهده ی چه چیزی است؟ ). " کلینگر " نظریه را این طور تعریف می کند: " سازه، مفاهیم، تعاریف و قضایا ( گزاره ) که به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها از طریق تشخیص روابط بین متغییرها تعریف می شود ( تبیین نظام یافته ای از پدیده ها ).

   نظریه از نگاه " پوپر " این طور تعریف شده است: " نظریه های علمی، گزاره های جهانی هستند. گزاره ها باید با تجربه قابل ابطال باشند. " ( مثلا « فردا باران خواهد آمد » )

   " ایزر " در رد این نگاه می گوید: " ابطال پذیری نظریه، به نظریه های حوزه علوم انسانی راه ندارد. " او نظریه را به دو بخش الف. نظریه سخت ( که ابطال پذیر نیست )  ب. نظریه نرم ( که حتا اگر کارکردش به حقیقت نپیوندد ابطال نمی شود بلکه راه گشایی است برای بوجود آمدن نظریه ای دیگر ) تقسیم می کند.

   تفاوت نظریه در حوزه علوم تجربی و علوم انسانی

   کارکرد نظریه ها در حوزه ی تجربی، کارکرد پیش بینی است. در حالی که در حوزه ی علوم انسانی، تبیین و نقشه برداری است ( یک جور نقشه راه دادن است )

   با این توضیحات می توان گفت هدف نظریه " ایجاد یک شبکه هدفمند " است.

   به اعتقاد نجومیان، ما درون نظریه ها زندگی می کنیم چون به تجربه ی بی نظم ما از جهان، نظم و معنی می دهند. در واقع نظریه ها قدرت تحلیل و درک عمیق پدیده ها و روابط بین آن ها را به ما می دهند.

   از طرفی می توان گفت ما با نظریه  نوعی نظام ارزشی می سازیم و نظریه نقش تحمیل ایدئولوژی را بر عهده دارد. " بوردیو " در همین رابطه می گوید؛ ما از گریق یک نظریه، قدرت سلطه پیدا می کنیم.

   در جمع بندی مطالب، استاد نجومیان نظرات خود را این طور تشریح کردند:

1.نظریه مبحثی مرتبط با حوزه گفتمان است.

2.شکل گیری نظریه ی ما مربوط به بخش روایی ماست.

3.نظریه نقش تحمیل ایدئولوژی را دارد.

4.نظریه همیشه در قبال چیزی است.

5.نظریه خود بسنده نیست، زمینه محور است.

6.نظریه یک فرایند باز است و بسته نیست ( هیچ نظریه ای، نظریه نیست اگر ادامه پیدا نکند ).

7.نظریه در مکالمه و گفت و گو شکل می گیرد.

8.نظریه همواره سوگیرانه و ارزش گرایانه است ( یک نوع قضاوت ارزش مدارانه دارد).

9.نظریه در فضای عمومی شکل می گیرد ( هابر ماس )

10.هر نظریه در مکالمه با نظریه دیگر فربه می شود. نقش دیگری در این جا مهم است.

11.نظریه همواره به روشی برای کاربرد و کارکرد خود نیاز دارد، وابسته به روش است.

12.نظریه همواره امری فرهنگی است ساخته می شود و بازسازی می گردد و فرهنگ به مفهوم چیزی که انسان می سازد، مدنظر است ( در حوزه تجربی نظریه گاهی اوقات کشف می شود ولی در علوم انسانی ساخته می شود ).

13.نظریه همواره در ساخت زبانی معنی پیدا می کند.

14.نظریه امری بینامتنی است؛ برای فهم آن نیاز به نظریه های مرتبط دارد.

15.پشت یک نظریه یک عامل فردی و انسانی وجود ندارد ( این عامل از نگاه استاد نجومیان از مهم ترین عوامل است. در همین رابطه ارجاع دادن به مقاله " مولف چیست ؟ " میشل فوکو )

   و سخن آخر " بین فضای درونی و خودی با فضای بیرونی و غیر فردی در گفتمان ایرانی فاصله ی عمیقی است " و این یکی از علت هایی است که ما نظریه نداریم و نمی توانیم نظریه پردازی داشته باشیم. ( مثالی که دکتر زدند شاید به قول خودشون مودبانه نیست ولی این شکاف رو کاملا برای مخاطب روشن می کند. تفاوت توالت های درون خانه ها و توالت های عمومی و بیرون از خانه ها- ما ایرانیان هرآنچه که درون خانه داریم تمیز و نظیف نگه می داریم ولی فضاهای بیرونی برامون ارزشی نیستند .... )

 

دوستان ببخشند اگر از نظر نگارشی اشکالاتی می بینند و یا اگر نام نظریه پردازی به غلط تایپ شده است

 

پاینده باشید


نوشته شده توسط فاطمه امیراحمدی در ۱۳٩۱/۱/۳۱ ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ