تارنمای ارتباطات و فرهنگ




     


ادبیات تطبیقی

دوستانی که علاقه مند به یادگیری بیشتر پیرامون موضوعات مطرح در حوزه ارتباطات هستند می تونن در کلاس های " روایت شتاسی " دکتر بهمن نامورمطلق و علی عباسی در " خانه هنرمندان ایران " شرکت کنند. روایت در حوزه ی نماد و روابط نمادین در رشته ی ارتباطات مطرح است.

   هزینه ی این کلاس ها برای دانشجویان با 20 درصد تخفیف خواهد بود.

 

   و اما ادبیات تطبیقی

   واژه " ادبیات تطبیقی " برای نخستین بار توسط " ویلمن " در سال 1827م به کار رفت؛ اما ده ها سال بعد به شکل دانشی خاص وارد دانشگاه ها شد.

   این دانش متاثر از ارتباط میان فرهنگ های غرب و شرق بود. با شناخت بیشتر ادبیات شرقی به ویژه هند و ایران جنبش بزرگی در ادبیات و به طور کلی فرهنگ اروپاییان ایجاد شد که یکی از دستاوردهای آن شکل گیری مکاتب نو همچون " رومانتیسم " و حتا دانش های نو چون " اسطوره شناسی ، زبان شناسی یا ادبیات تطبیقی بود. به همین روی نخستین محققان ادبیات تطبیقی رومانتیست ها و هم چنین شرق شناسانی همچون " ژان-ژاک آمپر " و " ژول مل " بودند که از ایران شناسان برجسته قلمداد می شوند.

   در دهه های اخیر برخی از کشورهای شرقی چون هند و مصر نیز در زمره کشورهای فعال ادبیات تطبیقی محسوب می شوند. اما متاسفانه علی رغم غنای کم مانند ادبیات فارسی و داد و ستد کم نظیر آن با ادبیات دیگر فرهنگ ها، این رشته در کشور ما مهجور مانده است .

   تطبیق یا مقایسه از عناصر اصلی در شناخت بشری ست. در واقع بین تطبیق و شناخت ارتباط علی برقرار است. هر شناختی براساس مقایسه شکل می گیرد. هنگامی که گفته می شود کسی " خوب است " همواره یک " ناخوب یا بد " وجود دارد. هیچ گریزی از تطبیق در زندگی نداریم و با همین تطبیق قضاوت و داوری می کنیم.

   در تطبیق " شباهت ها " و " تفاوت ها " در نظر گرفته می شود که آن بر می گردد به شخصیت ، فرهنگ و پارادایم های مختلفی که وجود دارد. مثلا در پارادایم " ساختارگرایی " بیشتر با شباهت ها به تطبیق پرداخته می شد و در " پساساختارگرایی " بیشتر به تفاوت ها توجه شده است. وقتی به یک کلاس درس با رویکرد ساختارگرایی نگاه شود گفته می شود دانشجویان این کلاس ایرانی ، فارسی زبان و ... هستند. اما با رویکرد پساساختارگرایی به زن و مرد بودن ، تهرانی و شهرستانی بودن و ... توجه می شود.

   مطالعات تطبیقی با تطبیق نیز متفاوت است. در مطالعات تطبیقی دو پیکره ادبی یا هنری مستقل از هم داریم و در مورد آن ها مطالعه صورت می گیرد. به طور مثال شیرین و فرهاد نظامی و شیرین و فرهاد یک شاعر دیگر مورد مقایسه قرار می گیرد. اما در تطبیق مقایسه در دل خود اثر است و در درون اثر تطبیق صورت می پذیرد. مثلا تفاوت شخصیتی زنان و مردان در شاهنامه یا ایرانیان و غیر ایرانیان و ... .

   مطالعات تطبیقی نسبت به تطبیق محدودتر است. چون هر چه شروط بیشتر شود محدوده ی مطالعاتی بسته تر و محدودتر می شود. مطالعات تطبیقی در دل تطبیق و دانش تطبیقی در دل مطالعات تطبیقی و بالاخره ادبیات تطبیقی در درون دانش تطبیقی جای دارد. از ویژگی های مطالعات تطبیقی این است که تاریخ ندارد بلکه همزمان با دانش، فهم و شناخت بشری اتفاق افتاده است.  


نوشته شده توسط فاطمه امیراحمدی در ۱۳٩٠/٧/٢۳ ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ