تارنمای ارتباطات و فرهنگ




     


رسانه ای به نام منبر

منبر، رسانه‌ای متفاوت از دیگر رسانه‌ها

منبر را تریبون و رسانه اسلام می‌نامند. حالا چرا منبری را که مسیحی‌ها پیش‌تر از اینها داشتند، برای مسلمانان رسانه شده و آنها توانسته‌اند از این پتانسیل بهره‌های فراوان ببرند؟ نکته اینجاست که منبر، در ظاهر چیز خاصی نیست؛ یعنی فقط سکویی است که چند پله دارد. مهم این است که چه کسی روی آن قرار می‌گیرد و با چه وجهه و اعتباری و چه سخنانی می‌گوید با چه اندازه تاثیرگذاری. ساختار ارتباطی منبر ساختار بسیار ساده‌ای است؛ یعنی منبر از یک فرستنده و یک گیرنده تشکیل شده که به واسطه ارتباط رودررو و چهره به چهره‌شان و نبود مجرای ارتباطی که ایجادکننده پارازیت‌های مختل‌کننده ارتباط باشد، تشکیل شده است. درواقع مدل ارتباطی‌ای که می‌توان برای منبر قائل بود، ساده‌ترین و در عین حال تاثیرگذارترین مدلی است که می‌توان برای آن فرض کرد.


رسانه عمیق

این رسانه به خاطر اینکه فرستنده پیام دارای وجاهت دینی متاثر از جایگاه سنتی و الهی منبر است، دارای اعتبار است؛ یعنی منبع پیام به ذات خود معتبر است و گیرنده آن به واسطه وجاهت منبع و اعتباری که برای آن قائل است درصد بسیار بالایی از سخنان منبری را قبول می‌کند. به همین خاطر رسانه منبر هرچند ممکن است طیف وسیعی از مخاطبان از نظر تعداد را در بر نگیرد ولی از عمق نفوذ بالایی برخوردار است.

به همین خاطر منبر را یکی از موثرترین رسانه‌های آیینی می‌دانند که می‌تواند به عنوان رسانه جدی جریان‌ها و اتفاقات بزرگ قرار گیرد.

نمونه بسیار بارز آن در پیروزی انقلاب اسلامی بود که منبرها نقش رسانه انقلاب را ایفا می‌کردند؛ یعنی تعداد زیادی منبری یک شبکه ارتباطی گسترده را در کل کشور ایجاد کرده بودند که پیام‌های خود را از طریق این شبکه منسجم منتشر می‌کردند.

نکته بعدی‌ای که عمق نفوذ منبر را افزایش می‌دهد، بحث مواجهه گزینشی مخاطب با رسانه منبر است؛ یعنی مخاطب با خواست خود و با انگیزه مشخصی اقدام به انتخاب این رسانه می‌کند و پای آن می‌نشیند.

همین عامل یکی از علت‌هایی است که تاثیر پیام را در مخاطب افزایش می‌دهد. این مواجهه گزینشی در رسانه‌های دیگر وجود ندارد.

 مثلا ممکن است مخاطب از دیدن یکی از شبکه‌های تلویزیون منصرف شود و سریع شبکه دیگری انتخاب کند؛ یعنی به طور کامل و جامع ارتباط منطقی و تاثیرگذاری را ایجاد‌نکند.

نکته دیگری که می‌توان در مورد منبر برشمرد، کنترل دریافت بازخوردهای مخاطبان است؛ یعنی وقتی منبری احساس کند شرایط و جو حاکم بر جلسه در حال خارج شدن از دست اوست یا فضا خیلی یکنواخت شده، ممکن است با یک لطیفه یا بیان یک خاطره یا حتی یک صلوات بازخوردهای مخاطبان را کنترل کند.

 

منبر و رسانه‌های دیگر

 هر رسانه ویژگی خاص خودش را دارد و این ویژگی‌ها بعضا ذاتی خود آنهاست و تلفیق آن با دیگر رسانه‌ها هرچند هم که امکان‌پذیر باشد ولی قابلیت و امکانات و تاثیرات آن رسانه را کم می‌کند و تقلیل می‌دهد.

ویژگی‌ رسانه‌های جدید مانند روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون در برهه‌ای باعث شد که روحانیون از این رسانه‌ها انتقاد کنند. چون از یک طرف این وسایل از غرب وارد شده بودند و از طرفی شعائر دینی و اسلامی اولویت آنها نبود.

البته این اختلاف یکسویه نبود بلکه مطبوعات در آن دوره مطالب زیادی علیه دین و روحانیت منتشر می‌کردند و درصدد غربی کردن جامعه بودند این فرآیند با پیدایش رادیو و تلویزیون شکل جدیدی به خود گرفت.

این رقابت ‌سنت با مدرنیته در جریان انقلاب، کارکردهای خودش را شناخت. یعنی منبر به طور کامل از رسانه‌های دیگر انتظارش را قطع کرد و خودش را به صورت رسانه‌ای مهم و آیینی در کنار رسانه‌های مدنی مانند تلویزیون، رادیو و مطبوعات قرار داد که در دسترس انقلابیون نبود. به‌عبارتی دیگر دعوا بر سر این نبود که چرا رسانه‌های دیگر در نقش منبر بازی نمی‌کنند بلکه منبر خودش را در قالب یک رسانه مهم و بسیار جدی درآورد که توانست پیام انقلاب را در سطح کشور منتقل کنند.

با این اوصاف می‌توان این‌گونه بیان کرد که در جریان انقلاب منبر جایگاه رسانه‌ای خودش را بازیافت و تبدیل به یک رسانه مهم و تاثیرگذار شد.

 این کشمکش‌ها باعث شد منبر با پیدا کردن هویتی مستقل در جریان انقلاب اسلامی، قدرتمندتر از گذشته به عنوان یک رسانه مطرح شود.

 

رسانه‌های مثل منبر

 با پیروزی انقلاب اسلامی ماجرا تغییر کرد. روحانیون به فکر استفاده از رادیو و تلویزیون برای گسترش شعائر دینی افتادند. علت این بود که چون بعضی شباهت‌ها میان منبر در رسانه‌های مدرن وجود داشت و چون هر دو فرستنده بودند و مخاطب داشتند، نگاه‌ها به این طرف معطوف شد که این رسانه‌ها از یک جنس هستند. به همین علت جریان منبر شدن رسانه‌های مدرن آغاز شد.

دریغ از اینکه ساختار و ذات این رسانه‌ها با هم متفاوت است؛ مثلا منبر به واسطه بعضی عناصر ذاتی خودش، مانند ارتباط چهره به چهره، انتقال جریان کنش‌ها و واکنش میان منبری و مردم و... دارای تاثیرگذاری بیشتری نسبت به سایر رسانه‌ها دارد. در سایر رسانه‌ها اساسا یک عنصر بسیار جدی یعنی مخاطب حذف می‌شود.

زمانی که یک طرف ارتباط حذف شود، آن ارتباط فلج است و به واسطه آن، تاثیر آن کاهش می‌یابد. همین مشکلی که در منبرهای تلویزیونی وجود دارد در منبرهای رادیویی هم بازتولید می‌شود اما به صورت جدی‌تر؛ به خصوص اینکه در این وسیله تصویر هم حذف می‌شود و فقط مخاطب با صدا درگیر می‌شود.

 

استقلال منبر

در واقع این تفکر که رسانه‌ها باید تبدیل به منبر شوند، شاید در ابتدای کار به واسطه شرایط خاص مورد اقبال قرار گرفت ولی با گذشت زمان و تغییر ذائقه مخاطبان و فهمیدن این نکته که اساسا رسانه‌ها قابلیت‌های متفاوتی دارند، کم‌کم تبدیل شد به مشکل منبر و اساسا قابلیت و قدرت منبر را کاهش داد؛ یعنی رسانه‌ها و تلفیق آن با منبر به نوعی قدرت و ساختار منبر را کاهش داد.

با تمام این اوصاف، منبر همچنان قابلیت‌های نهفته و پتانسیل‌های قوی ارتباطی خودش را حفظ کرده است؛ مصداق بارز آن هم مراسم مذهبی‌ای مانند شب‌های احیا و ماه‌محرم است که همچنان می‌توانیم اقبال به منبر را مشاهده کنیم.


 

این یادداشت را برای ماهنامه همشهری آیه  و برای پرونده ای درباره منبر نوشتم.


نوشته شده توسط محسن قزلی در ۱۳٩٠/٤/۱٤ ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ