تارنمای ارتباطات و فرهنگ




     


خلاصه مقدمه کتاب " دنیا مسطح است "

سه دوران بزرگ جهانی شدن :

   1 . دوران اول

   از 1492م که کریستف کلمب سفر اکتشافی دریایی خود را آغاز کرد و دنیای قدیم و جدید را رو در روی هم قرار داد و تا 1800م طول کشید . دوران اول جهانی شدن ، دورانی که دنیا را از مقیاس بزرگ به مقیاس متوسط رساند . موضوع جهانی شدن ، کشورها و نیروهای جسمانی آن ها بود ، به این معنی که عامل کلیدی تغییر و نیروی محرکه ی فرایند یکپارچگی جهانی ، زور بازو و نیروی عضلات ، قدرت اسب ، قدرت باد و در اواخر دوره ، قدرت بخار در یک کشور بود و این که چه قدر خلاقانه می توانست آن ها را به کار گیرد . در این دوران کشورها و دولت ها که اغلب انگیزه های مذهبی یا امپریالیستی یا هر دو را با هم داشتند در انهدام دیوارها و جوش دادن دنیا به هم پیشرو بودند و یکپارچگی جهانی را پیش بردند . در جهانی شدن 1 ، پرسش اصلی این بود : « جایگاه کشور من در رقابت و فرصت های جهانی کجاست ؟ چگونه می توانم جهانی شوم و از طریق کشورم با جهان همکاری کنم ؟ »

( کتاب " دنیا مسطح است " جز منابع امتحانی درس " غرب شناسی و سیاست های ارتباطی آن " می باشد که به همت دوستان ورودی 88 بخش مقدمه و تسطیح گرها آن خلاصه گردیده و در اختیار سایر دوستان قرار می گیرد) . 


سه دوران بزرگ جهانی شدن :

   1 . دوران اول

   از 1492م که کریستف کلمب سفر اکتشافی دریایی خود را آغاز کرد و دنیای قدیم و جدید را رو در روی هم قرار داد و تا 1800م طول کشید . دوران اول جهانی شدن ، دورانی که دنیا را از مقیاس بزرگ به مقیاس متوسط رساند . موضوع جهانی شدن ، کشورها و نیروهای جسمانی آن ها بود ، به این معنی که عامل کلیدی تغییر و نیروی محرکه ی فرایند یکپارچگی جهانی ، زور بازو و نیروی عضلات ، قدرت اسب ، قدرت باد و در اواخر دوره ، قدرت بخار در یک کشور بود و این که چه قدر خلاقانه می توانست آن ها را به کار گیرد . در این دوران کشورها و دولت ها که اغلب انگیزه های مذهبی یا امپریالیستی یا هر دو را با هم داشتند در انهدام دیوارها و جوش دادن دنیا به هم پیشرو بودند و یکپارچگی جهانی را پیش بردند . در جهانی شدن 1 ، پرسش اصلی این بود : « جایگاه کشور من در رقابت و فرصت های جهانی کجاست ؟ چگونه می توانم جهانی شوم و از طریق کشورم با جهان همکاری کنم ؟ »

   2 . دوران دوم

   دوران بزرگ دوم یا جهانی شدن 2 ، تقریبا از 1800م تا 2000م طول کشید و با رکود بزرگ و جنگ جهانی اول و دوم دچار وقفه هایی شد . این دوران ، دنیا را از مقیاس متوسط به مقیاس کوچک رساند . در جهانی شدن 2 ، عامل اصلی تغییر و نیروی محرکه ی یکپارچگی جهانی از کاهش هزینه حمل و نقل در اثر کاربد موتور بخار و راه آهن و در نیمه ی دوم این دوران از کاهش هزینه ی ارتباطات راه دور ، در اثر گسترش تلگراف ، تلفن ، کامپیوتر شخصی ، ماهواره ، کابل های فیبر نوری و نگارش اولیه ی وب جهانی نیرو می گرفت . در این دوران تولد و بلوغ اقتصادی جهانی به این معنا که حرکت کالا و اطلاعات از قاره ای به قاره ی دیگر به حدی برسد که بازاری جهانی ، با خرید و فروش جهانی کالا و نیروی کار شکل بگیرد ، تحقق یافت . نیرو محرکه ی این دوران ، اختراعات جدید سخت افزاری – موتور بخار و راه آهن در ابتدای دوره و تلفن و کامپیوترهای بزرگ در پایان دوره – بود . پرسش بزرگ این دوران این بود : « جایگاه مناسب شرکت من در اقتصاد جهانی کجاست ؟ و چگونه از فرصت ها استفاده می کند ؟ چگونه می توانم از طریق شرکت خودم با دیگران همکاری کنم ؟ »

   در این دوره ، دورانی است که فرو ریختن دیوارها در تمامی جهان آغاز شد و یکپارچگی _ و واکنش به آن _ به سطح کاملا تازه ای رسید . البته در همان حال که دیوارها فروریختند ، موانعی هم در راه یکپارچگی کامل جهانی بود . در سال 1992م هنوز کسی خارج از محدوده ی دولت و محیط های آکادمیک ، ایمیل نداشت و در سال 1998م ، اینترنت و تجارت الکترونیک تازه شروع به حرکت کرده بود . این نیروها به حرکت خود ادامه دادند همراه با بسیاری از چیزهای دیگری که به آن ها پیوستند و در حدود سال 2000م ما را وارد دوران کاملا جدیدی کردند .

   3 . دوران سوم

   در حدود سال 2000م وارد دوران کاملا جدیدی شده ایم ؛ جهانی شدن 3 . جهانی شدن 3 ، دنیا را از مقیاس کوچک به ریز تقلیل داده و همزمان زمین بازی را هموار کرده است . نیرو محرکه ی جهانی شدن 1 ، کشورها بودند و نیرو محرکه ی جهانی شدن 2 ، شرکت ها اما نیرو محرکه ی جهانی شدن 3 ، platform ها – نیرویی که آن را منحصر به فرد می کند – قدرت جدیدی است که فرد برای همکاری و رقابت جهانی به دست آورده اند . پدیده ای که به افراد و گروه های کوچک توانایی و قدرت می بخشد و به آن ها امکان می دهد به آسانی و بدون مانع جهانی شوند ، چیزی که " فریدمن " نویسنده کتاب ، آن را پلتفرم دنیای مسطح می نامد .

   پلتفرم دنیای مسطح محصول همگرایی کامپیوترهای شخصی ( که ناگهان به هر فرد این امکان را داد که خالق پیام مورد نظر خود به صورت دیجیتال باشد ) با کابل فیبر نوری ( که ناگهان به همه ی آن ها امکان داد با صرف هزینه ای بسیار ناچیز به پیام دیجیتال در سراسر جهان دسترسی داشته باشند ) و با نرم افزارهای گردش کار است ( که به آن ها امکان می دهد در مورد همان پیام دیجیتال صرف نظر از محل اقامت افراد و فاصله ی میان آن ها، با هم همکاری کنند) .     هیچ کس انتظار این همگرایی را نداشت ، اما خیلی ساده حدود سال 2000م اتفاق افتاد . پس از آن ، مردم در سراسر جهان دریافتند که دیگر می توانند به صورت فردی ، جهانی شوند ؛ باید بیش از هر زمانی خود را در رقابت با افراد دیگری در سراسر سیاره تصور کنند و در عین حال فرصت بیش تری نه فقط برای رقابت که برای همکاری یافتند . بنابراین حالا هر فردی می تواند و باید از خودش بپرسد : « جایگاه من به صورت فردی در عرصه ی رقابت و فرصت های امروز جهان ، کجاست ؟ و چگونه من با اتکا به خودم ، می توانم در مقیاس جهانی با دیگران همکاری کنم ؟ »

   اما جهانی شدن 3 فقط به سبب کوچک کردن و مسطح کردن دنیا و توانمند ساختن فرد با دوران قبل تفاوت ندارد . در دوران جهانی شدن 1 و 2 اساسا افراد و موسسات امریکایی و اروپایی فرایند جهانی شدن را به پیش می بردند ؛ گرچه چین در قرن هیجدهم بزرگ ترین اقتصاد  دنیا را داشت کشورهای غربی و شرکت ها و کاشفان آن ها بودند که کار اصلی جهانی سازی و شکل دادن به سیستم جهانی را بر عهده داشتند . اما امروز این واقعیت کم کم رنگ می بازد ، زیرا در جهانی شدن 3 که جهان کوچک تر و مسطح تر می شود ، این افراد و گروه های متنوع تر – غیر غربی و غیر سفید – هستند که آن را به پیش می رانند . افراد در سراسر دنیای مسطح توانمند شده اند . جهانی شدن 3 این امکان را برای انسان های بیش تری فراهم کرده که به راحتی وارد بازی شوند و خواهید دید که هر رنگی از رنگین کمان بشری نقشی خواهد یافت ( هر چند توانمند کردن فرد برای عمل در مقیاس جهانی مهم ترین وجه جهانی شدن 3 است ، شرکت های بزرگ و کوچک هم در این دوران قدرت تازه ای یافته اند . )


نوشته شده توسط فاطمه امیراحمدی در ۱۳٩٠/٤/۱۳ ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ