تارنمای ارتباطات و فرهنگ




     


غرب شناسی و سیاست های ارتباطی آن

   امروزه مقام و موقعیت یک کشور در جامعه جهانی و جایگاه آن در سلسله مراتب جهانی با قابلیت دیپلماسی رسانه ای آن کشور گره خورده است.

در امریکا و بسیاری از کشورهای غربی قانون اساسی، قدرت انتشار و استقلال وسیعی به رسانه ها داده است؛ گفته می شود به همین دلیل است که امریکا در جنگ ویتنام شکست خورد چون رسانه ها آزادانه مطالب و تصاویر منفی جنگ را منتشر می کردند.

   پس از جنگ ویتنام، امریکا رویکرد خود را تغییر داد و در این دیپلماسی جدید رسانه ای، رسانه ها با حمایت دولت تصمیم گرفتند تا ائتلافی به وجود آورند و تاکتیک مشخصی را دنبال نمایند. در چارچوب این ائتلاف، دولت کنترل شدیدی را بر اطلاعات منتشره از سوی یک گروه منتخب از روزنامه نگاران که اجازه دسترسی به سربازان خط مقدم را داشتند، اعمال می نمود واین گروه هم اطلاعات را میان سایر هیات های مطبوعاتی پخش می کرد. چنین شیوه ای نخستین بار طی تهاجم امریکا به پاناما در سال 1989م مورد استفـــاده قرار گــرفت و در جنگ خلیج فارس نیز بکار گرفته شد.

   به طور کلی جدال های سیاسی و استراتژیک جدید در قالب دیپلماسی عمومی انجام می گیرد. هسته ی نظریه دیپلماسی عمومی " ارتباطی هدایت شده با افراد خارجی، به منظور تاثیـر گذاشتن بر افکار آن ها و سرانجـــام تاثیر گذاشتن بر دولت های آن ها " می باشد.

   هم چنین دیپلماسی به معنای نمایندگی دولت ها و بازیگران بین المللی یا جهانی شامل مقامات رسمی منتخب یا انتصابی است که بیان کننده و مدافع منافع خود، ابراز کننده ی نارضایتی ها و بیان گر تهدیدات و اولتیماتوم ها هستند…


امروزه مقام و موقعیت یک کشور در جامعه جهانی و جایگاه آن در سلسله مراتب جهانی با قابلیت دیپلماسی رسانه ای آن کشور گره خورده است.

در امریکا و بسیاری از کشورهای غربی قانون اساسی، قدرت انتشار و استقلال وسیعی به رسانه ها داده است؛ گفته می شود به همین دلیل است که امریکا در جنگ ویتنام شکست خورد چون رسانه ها آزادانه مطالب و تصاویر منفی جنگ را منتشر می کردند. پس از جنگ ویتنام، امریکا رویکرد خود را تغییر داد و در این دیپلماسی جدید رسانه ای، رسانه ها با حمایت دولت تصمیم گرفتند تا ائتلافی به وجود آورند و تاکتیک مشخصی را دنبال نمایند. در چارچوب این ائتلاف، دولت کنترل شدیدی را بر اطلاعات منتشره از سوی یک گروه منتخب از روزنامه نگاران که اجازه دسترسی به سربازان خط مقدم را داشتند، اعمال می نمود واین گروه هم اطلاعات را میان سایر هیات های مطبوعاتی پخش می کرد. چنین شیوه ای نخستین بار طی تهاجم امریکا به پاناما در سال 1989م مورد استفـــاده قرار گــرفت و در جنگ خلیج فارس نیز بکار گرفته شد.

   به طور کلی جدال های سیاسی و استراتژیک جدید در قالب دیپلماسی عمومی انجام می گیرد. هسته ی نظریه دیپلماسی عمومی " ارتباطی هدایت شده با افراد خارجی، به منظور تاثیـر گذاشتن بر افکار آن ها و سرانجـــام تاثیر گذاشتن بر دولت های آن ها " می باشد. هم چنین دیپلماسی به معنای نمایندگی دولت ها و بازیگران بین المللی یا جهانی شامل مقامات رسمی منتخب یا انتصابی است که بیان کننده و مدافع منافع خود، ابراز کننده ی نارضایتی ها و بیان گر تهدیدات و اولتیماتوم ها هستند.

   برای تعریف و تحلیل نقش رسانه ها در دیپلماسی معاصر در رسانه های غربی شش مدل مفهومی طراحی شده است:

   الف . سه مدل " دیپلماسی سری " ، " دیپلماسی درهای بسته " و " دیپلماسی آشکار "

   این سه مدل به محدودیت های اعمال شده از سوی مقامات رسمی بر پوشش رسانه ها و میزان قرار گرفتن مذاکرات در معرض دید رسانه ها و افکار عمومی می پردازد.

   ب . سه مدل " دیپلماسی عمومی " ، " دیپلماسی رسانه ای " و " دیپلماسی میانجی گری رسانه ای "

   این سه مدل نیز به موضوع استفاده گسترده از رسانه ها به وسیله ی مقامات رسمـــی و گاه به وسیلـه ی روزنامــه نگــاران بـرای پیشبــرد مذاکــــرات بکار برده می شود.  

1 . دیپلماسی سری   در این مدل با کنار گذاشتن و محروم ساختن مطلق رسانه ها و افکار عمومی از مذاکرات و سیاستگذاری ها مرتبط است. سیاستمداران و مقامات رسمی، مذاکرات سری را به دلیل ماهیت مذاکرات بین المللی و مصونیت از هزینه های عدم موفقیت ترجیح می دهند. آن ها عقیده دارند افشای نابهنگام موقعیت های ابتدایی مذاکرات و راهکارها، توانایی بالقوه اعطای امتیازات را در معرض فشارهایی هم از جانب طرف دیگر مذاکره کننده و هم از سوی افکار عمومی داخلی خود، قرار می دهد و این گونه شرایط پر تنش می تواند با بحث های طولانی غیر ضروری و توافقات کم تاثیر موجب پایان یافتن پیش از موعد مذاکرات یا مختل شدن دیپلماسی شود.

2 . دیپلماسی درهای بسته

   پوشش رسانه ای در دیپلماسی درهای بسته، به دقت به موضوعات غالبا تکنیکی مانند این که چه کسی با چه کسی، کی و کجا مذاکره می کند، محدود می شود. محـــدود کردن رسانه ها و مـــــردم به زمان آغــاز مذاکـــرات، مکان برگزاری گفت و گوها، هویت و رتبه ی شرکت کنندگان مربوط به این دیپلماسی است.

3 . دیپلماسی آشکار

   در این دیپلماسی مذاکرات برای رسانه ها آشکار است و مردم علاوه بر این که می دانند چه کسانی، کجا و چه موقع مذاکره می کنند، دستور کلی جلسات و اهداف اصلی مذاکرات را نیز می دانند.اما حتا در دیپلماسی آشکار، مقامات ترجیح می دهند برخی برگ ها را برای خود نگه دارند و به منظور تاثیر گذاری بر موقعیت طرف مقابل و محیط داخلی خود، اطلاعات خاصی را برای رسانه ها منتشر کنند.

    4 . دیپلماسی عمومی

   در دیپلماسی عمومی فعالیت هایی در زمینه های تبادل اطلاعات، آموزش و فرهنگ، با هدف تاثیرگذاری بر دولتی خارجی، از طریق تاثیر گذاشتن بر شهروندان آن است. در این دیپلماسی از رسانه ها به منظور تاثیرگذاری مستقیم بر توده مردم در امور جاری استفاده می شود. دیپلماسی عـمــــومی به دو شکل اجرا می شود:

v   دیپلماسی عمومی سنتی؛ به وسیله ی کشوری مقابل کشورهای دیگــر بکار می رود، غالبا در شرایط خصمانه برای دستیابی به اثرات بلند مدت مورد نظر در جوامع بیگانه طراحی می شود. این فرض در آن صادق است که اگر افکار عمومی در جامعه ی هدف متقاعد شود بر دولت خود فشار خواهد آورد تا مواضع و سیاست های خصمانه ی فعلی خود را تغییر دهد. در این جا، یک دولت با استفاده از ابزارهای ارتباطی خود مانند ایستگاه های رادیویی، برای هدایت دیپلماسی عمومی تلاش می کند.

v   روابط عمومی داخلی؛ استفاده از روابط عمومی داخلی کشور مورد نظر، منظور است. یعنی دولت، شرکت های روابط عمومی در کشور هدف را برای رسیدن به اهداف خود به خدمت می گیرد. یک شرکت روابط عمومی داخلی احتمالا بهتر از هر کس دیگری می داند که چگونه به اهداف مورد نظر می تواند دست یابد، نقاط ضعف در قسمت های مختلف دولت درگیر منازعه را تشخیص دهد و به اهداف تعیین شده دسترسی پیدا کند.

5 . دیپلماسی رسانه ای

   دیپلماسی رسانه ای شامل استفاده از رسانه ها توسط مقامات رسمی و واسطه ها، برای برقراری ارتباط با بازیگران دولتی و غیر دولتی می شود تا پیام هایی فرستاده و اعتماد ایجاد شود و یا اعمال فشاری صورت گیرد. در فقدان راه مناسب و مستقیم ارتباطی، دولت ها از رسانه ها برای انتقال پیام های خود استفاده می کنند. 

 6 . دیپلماسی میانجی گری رسانه ای

   این مدل به میانجی گری های بین المللی اشاره دارد که به وسیله متخصصان رسانه ای هدایت یا در بعضی مواقع ابداع می شود و روزنامه نگاران بیشتر به عنوان دیپلمات عمل می کنند و در بعضی مواقع حرکت های حساس دیپلماتیک را ابداع و هدایت می کنند.

برای درک مکانیزم عملکرد رسانه های امریکا باید به محتوا، ساختار سازمانی، مالکیت و مدیریت آن ها توجه کرد. « مارک کریسپین میلر» می گوید؛ در کشور امریکا ادعاهای بسیاری از سوی رسانه ها مبنی بر مستقل عمل کردن مطرح می شود اما فکر می کنم اکثر امریکاییان آن را باور نمی کنند چون دلیلی برای باور کردن آن وجود ندارد ... در امریکا کنترل رسمی و مستقیم وجود ندارد ولی سالیان سال است که رسانه های خبــــری تحت کنترل چند شــــــرکت فراملیتــــــی ماننـــد " مرداک " هستند. هر یک از این شبکه های بزرگ دارای محصولات فرهنگی بسیاری از جمله روزنامه، ایستگاه تلویزیونی، ایستگاه رادیویی، شرکت های موسیقی و انتشارات هستند و برای آن که به این حد برسند و بتوانند محصولات خود را به فروش برسانند، مجبور هستند تا می توانند به دولت نزدیک تر شوند... و برای این که بزرگ تر شوند و به ثروت خود بیافزایند مجبورند که از دولت و سیاست های آن حمایت کنند و به همین دلیل هیچ گاه سیاست های کاخ سفید و یا پنتاگون را زیر سوال نمی برند.


نوشته شده توسط فاطمه امیراحمدی در ۱۳٩٠/٢/۳۱ ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ